بیوگرافی دکترمحمدباقر قالیباف

بیوگرافی دکترمحمدباقر قالیباف

زاده اول  شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه، مشهد  سیاستمدار اهل ایران است و هم‌اکنون شهردار تهران است. او دارای مدرک دکتری در رشته  جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و فرمانده  سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۴ پس از آن که در انتخابات ریاست رای کافی نیاورد از سوی شورای شهر تهران به عنوان شهردار این شهر انتخاب شد و در اردیبهشت ۱۳۸۶ به وسیله شورای جدید برای ۴ سال دیگر در مقام خود ابقا شد.

او در سن ۲۲ سالگی فرمانده لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ایران و عراق بود. او که دوره خلبانی هواپیمای ایرباس را گذرانده‌است، در سال ۱۳۷۳ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء شد و ۱۳۷۶ به فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و در سال ۱۳۷۹ به فرماندهی نیروی انتظامی منصوب شد او گاهی اوقات خلبانی برخی هواپیماهای مسافربری را بر عهده می‌گیرد. او در سال ۱۳۸۳ به حکم رییس جمهور وقت محمد خاتمی رئیس و نماینده رییس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد.

وی هم اکنون افزون بر شهرداری تهران به عنوان عضو هیات علمی و دانشیار گروه جغرافیای انسانی دانشکده  جغرافیا دانشگاه تهران به تدریس مشغول است.

وی  در سال ۱۳۷۶ با حکم رهبر انقلاب اسلامی ، به سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب گردید. وی برای سه سال فرمانده نیروی هوایی سپاه بود  «حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸) نیز در همین دوره رخ داد» چند روز پس از نا آرامی‌های کوی دانشگاه تهران، روزنامه کیهان نامه محرمانه جمعی از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی رییس جمهور را منتشر کرد. فرماندهان امضا کننده نامه به خاتمی نوشته بودند که "کاسه صبر" ایشان لبریز شده و "اگر دولت نا آرامی‌ها را کنترل نکند" وارد عمل خواهند شد.

نام محمد باقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه پاسداران نیز در میان امضا کنندگان دیده می‌شود.

در جریان اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸، استعفای هدایت لطیفیان، فرمانده وقت نیروی انتظامی، از خواسته‌های اصلی دانشجویان بود. یک سال پس از اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ لطفیان از مقام خود استعفا داد و قالیباف در سال ۱۳۷۹ با حکم رهبر انقلاب اسلامی ، فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌ دار شد. قالیباف درباره حوادث تیرماه ۱۳۷۸ می‌گوید آن روزها "اوج کمرنگی روابط پلیس و مردم، پلیس و دانشگاه بود.

از جمله اقدامهای وی می‌توان تجهیز کردن نیروی انتظامی به خودروهای روز دنیا مانند مرسدس بنز و تویوتا جهت نیروهای عملیاتی نام برد.

نیروی انتظامی در سال ۱۳۸۱ دهها نفر از روشنفکران، روزنامه نگاران، مدیران سایت‌های خبری و وبلاگنویسان نظیر آیدین آغداشلو، هوشنگ گلمکانی، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی، معصومه سیحون، بهرام بیضایی، یونس شکرخواه، فرهاد بهبهانی، کاوه گلستان، ناصر زرافشان و بهروز غریب‌پور را به اداره اماکن نیروی انتظامی احضار و به بازجویی از ایشان پرداخت. برخی نیز همچون سیامک پورزند ماه‌ها در بازداشت بودند. پلیس بازداشتگاه ویژه‌ای در میدان جوانان تهرا ن در اختیار قاضی مرتضوی قرار داد تا به بازجویی از دستگیر شدگان بپردازد. احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و کانون نویسندگان به این بازداشتها اعتراض کردند قالیباف چند هفته بعد از این بازداشت‌ها به رسانه‌ها اعلام کرد که این افراد به ترویج ابتذال فرهنگی مشغول بوده‌اند و یک شبکه گسترده توزیع فیلمهای مبتذل را تشکیل داده بودند که از آنها بیش از سیزده هزار CD مبتذل کشف شده‌است

قالیباف در سال ۱۳۸۱ درباره دستگیری سیامک پورزند گفت: "پورزند یک‌سری فعالیت‌های ضدفرهنگی داشته که در چارچوب نظام اسلامی نبود و وی به واسطه ارتباطاتی که همسر سابق وی و دخترش با رضا پهلوی دارند، اطلاعات داخل کشور را در اختیار رضا پهلوی قرار می‌داده‌است به طوری که موضوع با آقای خاتمی به عنوان رئیس شورای امنیت ملی مطرح شد.

نیروی انتظامی در این سالها به عنوان یکی از بازوهای دستگاه اطلاعات موازی از سوی اصلاح طلبان معرفی می‌گردید.

شهرداری تهران

وی در سال ۱۳۸۷ برابر با سال ۲۰۰۸ میلادی از طرف سایت شهرداری‌های جهان به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شد در سال ۲۰۱۰ موسسه سیاست‌های حمل و نقل و توسعه موسوم به ITDP شهرداری تهران را به عنوان یکی از پنج شهرداری انتخاب شده برای دریافت جایزه حمل و نقل پایدار شهری اعلام کرد در سال ۲۰۱۰ میلادی بود که کلانشهر تهران برای اولین بار در یکی از شاخصهای توسعه شهری مفتخر به کسب رتبه، از یک سازمان معتبر بین المللی شد. تهران در آن سال در حوزه حمل و نقل به عنوان یکی از پنج شهربرتر دنیا از نظر حمل و نقل از سوی موسسه سیاست‌های حمل و نقل و توسعه موسوم به ITDPگردید    همچنین در سال ۲۰۱۱ میلادی و در دهمین اجلاس متروپلیس (اتحادیه کلانشهرها و پایتخت‌های جهان)، تهران به عنوان شهر برتر جهان در زمینه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان مورد تقدیر قرار گرفت. این جایزه به دلیل تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به ویژه در زمینه توسعه حمل و نقل عمومی و بهره گیری از روش‌های مناسب نظیر سامانه BRT، دوچرخه‌های عمومی و … به تهران تعلق گرفت. شایان ذکر است برای دریافت این جایزه جهانی بین ۱۶۲ کلان شهر دنیا رقابت بوده و داوران این جایزه هم شهرداران کلان شهرهای جهان هستند. این جایزه که معتبرترین جایزه بین المللی در زمینه مدیریت شهری در دنیاست هر سه سال یکبار به کلان شهرها اعطا می‌شود و در این دوره از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ بوده و ملاک ارزیابی سال ۲۰۱۰ بوده‌است. به غیر از شهر تهران شهرهایی نظیر ملبورن، مونترال، سئول، تایپه، مکزیکوسیتی و ریودوژآنیرو نیز از سوی متروپلیس مورد تقدیر قرار گرفته‌اند. با اعطای این جایزه پایتخت جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مهمترین کلان شهرها از حیث مدیریت شهری شناخته شده‌است.

 

 

 

مرد عمل

دکتر قالیباف :

از نظر خودم قاليباف امروز همان قاليباف دوران جبهه و جنگ است با همان روحيه و با همان آرمان‌ها ، فقط با تجربه‌تر شده است و البته به مقدار كمتري نيز پيرتر! اين قاليباف همان قاليباف است؛ دعا كنيد كه در اين دنيا روسفيد باشم.

این مردهای غمگین نازنین

 
 

این مردهای غمگین نازنین

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه ...نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.